دكتر
ماهاتير محمد نگاهي گذرا به دورههاي گذشته ملتهاي مسلمان و پيشرفتهاي
آنان در اين دوران افكنده و معتقد است كه بهدليل گرايش مسلمانان به
شيوههاي نادرست قبل از اسلام روند اسلاميشدن دنيا به يكباره متوقف شد.
مسلمانان سرگرم جنگ و نزاع با يكديگر شدند و از كسب دانش غفلت نمودند، تا
اينكه عصر صنعتيشدن كوچكترين دستاوردي براي آنها در پي نداشت. او گوشزد ميكند كه ما
مسلمانان براي پيوستن به همسرايي حمايت از جهاني شدن تحتفشار هستيم، اما
آيا ميدانيم كه در حال پذيرش چه چيزي هستيم؟ قطعا همه چيز را نميدانيم.
آيا اسلام و مسلمانان قادر خواهند بود جلوي رخداد جهانيشدن را بگيرند؟
ما در آغاز عصر اطلاعات و جهانيشدن هستيم، زمان طولاني را از اين دو
پشت سر نگذاشتهايم. ما اگر بخواهيم ميتوانيم آن را بهدست آوريم. اما
اگر تعلل كنيم، دوباره بسيار عقب خواهيم افتاد. بايد ما مسلمانان يكپارچه
و متحدشده و از خطر بزرگي كه در دنياي بدون مرز با آن مواجه خواهيم شد
نهراسيم و شكافهاي بين خود و ميان كشورهاي اسلامي را كم كنيم. گروهي از
ما بايد به تحصيل علوم و مهارتهاي ضروري عصر اطلاعات بپردازيم،
بهگونهاي كه به سطح پيشرفتهاي دشمنان و مخالفانمان در اين زمينه دست
يابيم. يقينا مطالعه سخنان قابل تامل ماهاتير، پرسشهاي زيادي (و
راهحلهاي مناسب) را در ذهن خواننده گرامي ايجاد ميكند. اگر عجله نكنيم،
جهانيشدن، كشورها و اجتماعات مطلوب خود را شكل خواهد داد و آن وقت ما
مسلمانان هيچ سهمي از آن نخواهيم داشت. متن سخنراني دكتر ماهاتير محمد در
مراسم گشايش بيست و هفتمين اجلاس وزراي امور خارجه كشورهاي عضو سازمان
كنفرانس اسلامي در پي ميآيد: موضوع اين كنفرانس <اسلام و
جهانيشدن> است كه نحوه رويارويي كشورهاي اسلامي، اعضاي سازمان
كنفرانس اسلامي و بهطور كلي جامعه مسلمانان را با چالشهاي جهانيشدن در
هزاره جديد بيان ميكند. امروز اقتصاد جهانيشده به
جاي ثروتمندكردن كشورهاي در حال توسعه ما را به ورشكستگي كشانده، محتاج و
بيپناه و نيازمند ساخته و تحت نفوذ و هدايت قدرتهاي خارجي قرار داده كه
اين امري غيراسلامي است. قبل از بحث در خصوص
جهانيشدن بايد به اين نكته اشاره كنم كه براي مواجهه مطلوب با چالشهاي
پيشرو در آينده ابتدا بايد به بررسي وضعيت گذشته و حال بپردازيم. اطمينان
دارم كه اگر اين اقدامات براي مطالعه گذشته و سنجش شرايط حاضر صورت پذيرد،
قادر خواهيم بود در آينده از اشتباهات گذشته و حال دوري جوييم و با
توانمندي بيشتري با آينده روبهرو شويم. تاريخ گواهي ميدهد اشتباهاتي كه
در طول اعصار گذشته مرتكب شدهايم تا حدود زيادي به يكديگر شباهت دارند و
همه ما بهطور مرتب هزينههاي اينگونه اشتباهات را ميپردازيم. گويي ما
هرگز به دنبال آموختن و درسگرفتن از اشتباهات خود نيستيم. در همين ارتباط به مساله
افراطگرايي قومي ميپردازم. هنگامي كه دين اسلام در بين جوامع عرب ظهور
يافت، اعراب كه مردماني با تعصبهاي قومي بودند را متحد ساخت و به جنگهاي
قبيلهاي طولاني آنها پايان داد. ديري نپاييد كه اعراب به قدرتمندترين
مردم مبدل شدند و توانستند پيام اسلام را از چين در شرق تا اسپانيا در
غرب و از سرزمينهاي يخزده آسياي مركزي تا استپهاي منتهي به آسياي
استوايي و آفريقا برسانند. در اين رهگذر بود كه امپراتوري بزرگ اسلامي
بنا شد. مسلمانان با الهام از
آموزههاي اسلامي درباره دانشاندوزي، بر علوم، رياضيات و هنرهاي تمدني
قديم تسلط يافتند و آنها را توسعه دادند تا جايي كه تمدن اسلامي گسترش
يافت و به قويترين، پيشرفتهترين و موثرترين تمدن تبديل گرديد. در
كشورهاي اسلامي صنايعي تاسيس شد كه بهترين كالاها را توليد مينمود.
مسلمانان كشتيهايي ميساختند كه تا اقصي نقاط دنيا راه ميپيمود. با
استفاده از اين امكانات مسلمانان به امر دعوت مردم به دين اسلام
ميپرداختند. مسلمانان با انجام تحقيقات در
طب از سايرين پيشي گرفتند و بنيان طب نوين را بنا نهادند. شهرهاي بزرگي كه
مجهز به كتابخانهها و دانشگاههاي عظيم بودند ساخته شدند. رزمـجويـان
آموزشديده و مجهز به زره، ارتشهاي مسلح اروپا را شكست دادند و از قدرت
جهاني اسلام حفاظت نمودند. به همين دليل مسلمانان در هر مكاني مورد تكريم
و احترام بودند. تداوم تمدن اسلامي در قرون مختلف تمدن اسلامي براي قرنهاي
متمادي تداوم يافت و همواره از آن بهعنوان بزرگترين تمدن در تاريخ بشر
ياد ميشد. چنين بهنظر ميرسيد كه اين تمدن بزرگ براي هميشه جاودان خواهد
ماند و اسلام بهعنوان دين جهاني بر سرتاسر دنيا مسلط خواهد شد. گروههاي
كثيري از مسيحيان كاتوليك اسپانيا و بوداييان چيني به اسلام گرويدند و
گويي خيل عظيمي نيز در آستانه پيوستن به دين اسلام بودند. اما روند اسلاميشدن دنيا به
دليل بازگشت مسلمانان به شيوههاي نادرست قبل از اسلام به يكباره متوقف
شد. مسلمانان شروع به جنگ و ستيز با يكديگر نمودند و با تاسيس پادشاهيهاي
كوچك در درون جامعه اسلامي، وفاداري خود نسبت به اسلام را فداي وفاداري
به دولتها و حكام محلي كردند. آنها سرگرم تفسيرها و تاويلهاي مختلف از
قوانين اسلامي شده و نبرد ديرين خود را براساس اتهام به يكديگر آغاز
نمودند. هر كدام از آنها تلاش ميكرد كه ديگري را در وجود التهاب و
اشتياق ديني كمرنگ جلوه داده و به شكست بكشاند. مسلمانان همچنان كه بهطور
همهجانبه به دين اسلام متوسل ميشدند از كسب دانش و علم سرباز ميزدند.
آنها از تحولاتي كه در اروپا اتفاق ميافتاد غافل ماندند و تغييراتي را
كه حاصل پيشرفت دانش اروپاييان، كه خود برگرفته از دانش مسلمانان بود و
در نهايت منجر به <انقلاب صنعتي> شد، ناديده گرفتند. تا اينكه عصر صنعتيشدن كوچكترين دستاوردي براي مسلمانان در پي نداشت! و در حقيقت مسلمانان
صنعتيشدن را بهعنوان يك مخلوق شيطاني مورد انزجار قرار دادند. صنايع
مسلمانان دچار پسامدگي روزافزون گشت و صنايعدستي آنها از رويارويي با
صنايع اروپايي باز ماند. بدبختي بزرگتر اينكه مسلمانان نياز روزافزوني به
استفاده از محصولات صنايع غربي يافتند تا جايي كه نيازمند سلاحهاي
مدرني بودند كه طراحي آن را غرب برعهده داشت. قرآن كريم مسلمانان را به
هوشياري و آمادگي در برابر تهديدات دشمنان و كفار سفارش ميكند. مسلمانان
با بحثهاي بيپايان و طولاني درباره قوانين اسلامي، از امر دفاع بهطور
كامل غافل ماندند. از طرفي هيچ ملتي قادر به دفاع از خود نخواهد بود، در
حالي كه سلاح او ساخته دست دشمنانش باشد. به اين دلايل ارتشهاي اسلامي
به سرعت تضعيف شدند و سرزمينهاي اسلامي يكي پس از ديگري به تصرف كفار
درآمد. درسهايي كه بايد از تاريخ
مردم مسلمان و امپراتوري اسلامي آموخته شوند، بسيارند. به حقيقت اولين
درس، اهتمام به امر برادري اسلامي است كه مورد سفارش اسلام بوده و بدون
آن موفقيت و بقا امكانپذير نيست. بهراستي ما مسلمانان بيش از هر چيز
نيازمند مطالعه و دانشپژوهي هستيم و اين اولين كلامي است كه به حضرت
رسول(ص) ابلاغ شد. در آن زمان به غير تمام آنچه براي مطالعه وجود داشت -
از حضرت رسول(ص) بود - نوشتههاي طلاب (دانشپژوهان) قبل از اسلام،
همانطور كه ميدانيم دانشپژوهان مسلمان در آن زمان نوشتههاي يونانيان و
ساير دانشپژوهان عصر قديم را مطالعه ميكردند، ولي از آنجا كه از دستورات
اسلام پيروي مينمودند از دانش و مهارت خود در هدايت جنگ و صلح بهره
ميگرفتند و در انتشار آموزهها و تعاليم اسلام و گسترش قلمروي آن موفق
بودند. پرواضح است كه در تلاش
براي كسب دانش از دنيا عقب افتادهايم. بهغير از علوم اسلامي ساير
شاخههاي دانش توسط بسياري از مسلمانان بهعنوان عوامل سكولار محكوم
ميشود و ما همواره ترغيب ميشويم كه آن را رد كنيم. عدهاي از مسلمانان
به منظور تحصيل دانش مجبور به مهاجرت ميشوند، كه اين امر موجب ميشود تا
ديگران از استعدادها و تواناييهاي مردم ما بهرهمند شده و پيشرفت كنند.
به همين دليل قادر به توسعه كشورهاي خود نيستيم. ما توانايي صنعتي شدن را
نداريم. حتي نميتوانيم با كشورهاي تازه توسعهيافته رقابت كنيم و حتي در
استخراج منابع طبيعيمان وابسته به ديگرانيم. كشورهاي غيرمسلمان ايده دنياي
بدون مرز، يعني يك <ملت جهاني> را معرفي كردهاند. ماشين تبليغاتي
آنان تضمين نموده كه اين ايده در سطح جهان پذيرفته شود و اگر مسلمانان آن
را نپذيرند، ملتي متمرد، عقبمانده و ارتجاعي قلمداد ميشوند. بنابراين،
ما مسلمانان براي پيوستن به همسرايي حمايت از جهانيشدن تحت فشار قرار
گرفتهايم. آيا ما ميدانيم كه در حال پذيرش چه هستيم؟ ممكن است برخي چيزها را بدانيم، ولي قطعا همه چيز را نميدانيم. در كمال فروتني، بايد ادعا
كنم كه كشور مالزي اندكي بيش از ساير كشورهاي اسلامي ميداند. دانستهها
و تجاربمان، ما را درباره وعدههايي كه حاميان جهانيشدن دادهاند بسيار
محتاط ساخته است. ما ملت مالزي با مديريت
كارا در زمان حاضر توانستهايم خود را نجات دهيم. اما اين امر مردم ما را
بيشتر مغرور ساخته و در حقيقت اين ملت كمتر قدردان اقبال مثبتي است كه
نصيب آن شده است. بنابراين از يكديگر فاصله گرفتهايم و همواره بيش از اين
ضعيف خواهيم شد. اينجاست كه داستان قديمي عدماتحاد مسلمانان و نگراني در
خصوص اختلافها و تفاوتهاي اندك درباره عمل به اسلام استمرار يافته و
موجب ميشود كه تلاشهاي ما در دستيابي به <حسنه> در دنياي كنوني
عقيم بماند. بزرگترين و
تاملبرانگيزترين تغيير حاصل از فناوري اطلاعات، <اينترنت> است كه
به ناگاه راههاي جديدي را براي انجام هر چيزي امكانپذير ميكند. گسترش
دانش و علم غيرقابل توقف است، اما درحالحاضر اطلاعات تنها منحصر به دانش
نيست. برخي اطلاعات موجود در اينترنت مربوط به بيبندوباريها و دروغهايي
است كه توسط افرادي كه خواهان تضعيف روند توسعه جامعه انساني و امت
اسلامي هستند، گسترش مييابد. ممكن است از دانستن اين نكته
متعجب شويد كه 50 درصد از مبادلات بازرگاني در اينترنت به پورنوگرافي
(هرزهنگاري) اختصاص دارد. درحاليكه ما مسلمانان بدنهايمان را به نشانه
تبعيت مخلصانه از دين اسلام كاملا ميپوشانيم، در عين حال برخي در
پيآنيم كه عكسهاي هرزه و حتي فيلمهايي را از اينترنت دريافت كنيم.
اخلاقيات ما، فرزندان ما، بچههاي ما و نسلهاي آينده درحال واژگوني
هستند، بهگونهاي كه محتواي اسلام بيمعني خواهد شد و ما به قدر كافي از
اين فناوري و روشهاي مبارزه با آن آگاهي نداريم. جهانيشدن وعصر اطلاعات اينگونه بهنظر ميرسد كه
در دنياي جهاني شده عصر اطلاعات، وضعيت ما از آنچه در عصر صنعتي
بودهايم، نيز بدتر خواهد شد. همچنين بهنظر ميرسد كه بهترين گزينه در
آينده براي ما اين است كه به دنيا پشت كرده و در انتظار كسب پـادشـاهيهـا
و فرمانرواييهاي گذشته خود بنشينيم! اما من مطمئن نيستم كه ما
بتوانيم اين پادشاهي را بهدست بياوريم. همچنين مطمئن نيستم كه ما از آخرت
نيز بتوانيم بهره و حظي ببريم. من بر اين باورم كه با قصور و كوتاهي در
امر توسعه كشورهاي مسلمان و دفاع از جوامع اسلامي، ما گناه بزرگي را
مرتكب ميشويم كه اگر تمامي اوقاتمان را نيز به نيايش و دعا سپري كنيم،
بخشيده نخواهيم شد. اگر اين دنيا متعلق به ديگران است، پس چرا مسلمانان
اوليه به دنبال آموختن هنر، علوم و مهارتهاي جنگ بودند و از اين طريق دين
اسلام را در سرتاسر دنيا رواج دادند. در صورتي كه براي آنها حفظ جايگاه
در دنياي آينده، به مراتب بهتر از تلاش بهمنظور گسترش تعاليم اسلامي در
سرتاسر دنيا بود. اگر آنها همانند مسلمانان امروزي ميانديشيدند، امروزه
بسياري از ما به آيين اسلام گرايش نيافته بوديم. حمد متعلق به خدا است،
الحمدا...، كه مسلمانان اوليه از آموزههاي حقيقي اسلام پيروي كردند. هر روز ما براي كسب حسنه و
ثواب در دو دنيا نيايش ميكنيم. ما فقط براي كسب حسنه در جهان آخرت عبادت
نميكنيم. خداوند اين دنيا را تنها براي كافران نيافريده است. اين دنيا
آفريده نشده كه مومنان دچار پسامدگي شده، خوار گرديده و مورد ظلم و ستم
قرار بگيرند. اين دنيا متعلق به ما نيز هست، ثواب و حسنه براي ما در اين
دنيا نبايد كمتر از آن دنيا باشد. گرچه جهان آخرت جاودان است، اما ما بايد
براي اين دنيا تلاش كنيم. ما در آغاز عصر اطلاعات هستيم. ما در ابتداي
جهانيشدن هستيم. زمان طولاني را از اين دو پشتسر نگذاشتهايم. ما اگر
بخواهيم ميتوانيم آن را بهدست آوريم اما اگر تعلل كنيم، دوباره بسيار
عقب خواهيم افتاد. همه ما مسلمانان خوبي هستيم
ولي اين انتظار زيادي است كه به يكباره متحد شويم و يا يكديگر را به عنوان
برادر بنگريم، (گرچه تمامي آموزههاي ديني ما تاكيد زيادي بر امر برادري
در اسلام دارند.) اما حداقل همه ميتوانيم از خطر بزرگي كه در يك دنياي
بدون مرز با آن مواجهه خواهيم شد، بترسيم و شكافهاي بين خود و ميان
كشورهاي اسلامي را كم كنيم. ما ميتوانيم تمامي علوم و
فناوريهاي جديد را بياموزيم. همچنانكه ما نبايد آموزههاي دينيمان را
ناديده بگيريم و عبادات فرديمان را ترك كنيم، بايد هميشه بهخاطر داشته
باشيم كه اسلام به ما جستوجوي علم، آمادگي براي دفاع از خود، امت و
دينمان را امر نموده است. گروه عمدهاي از ما بايد به تحصيل علوم و
مهارتهاي ضروري عصر اطلاعات بپردازيم، بهگونهاي كه به سطح پيشرفتهاي
دشمنان و مخالفانمان در اين زمينه دست يابيم. مردم ما نه تنها ناتوان
نميباشند، بلكه از نظر تعداد نيز كم نيستند. تنها پرسش مهم نحوه طراحي و
هدايت منابع انساني است. در مالزي امروزه بسياري از باهوشترين فرزندان ما
از تحصيل علوم جديد محروم ماندهاند، دليل آن هم از آنجا ناشي ميشود كه
تنها مطالعه علوم اسلامي براي فرزندان، والدين و مصلحان ناشي شايستگي به
همراه دارد. اما آنها هيچوقت از <فرد و كفايه> و نيازهاي امت
اسلامي چيزي نشنيدهاند. اينگونه رفتار كمكم به
وظيفهاي بسيار مشكل و صعب تبديل ميشود. مخالفت با تلاش از ناحيه خود
مسلمانان است، مسلماناني كه ميترسند با داناترشدن اعضاي جامعه اسلامي از
حاكميت و نفوذشان بر امت كاسته شود. اينجاست كه انگشت اتهام به سوي علوم
مدرن، به عنوان علوم غيراسلامي و سكولار نشانه ميرود و چه بسا كشورهاي
اسلامي با متهم نمودن يكديگر در وفاداري به اسلام به سرنگوني و جنگ با
هم ميانديشند. آنان از يك سو بهطور مستقيم و غيرمستقيم از افراطيون
شديد در جوامع ما حمايت ميكنند و از سوي ديگر از گروههاي ارتدوكسي حمايت
مينمايند كه خواهان علم و مهارتي كه ما بهوسيله آن از خود دفاع ميكنيم،
نيستند. راهحل در دست ما است. ما
ميتوانيم به همچشميها و رقابتهاي ناچيز ادامه داده و يا همراه با
يكديگر و حتي جدا از هم به مواجهه با تهديدات واقعي اسلام بپردازيم. بهتر
است كه در چارچوب قدرت و شايستگيمان نهضت و امت اسلامي را ارتقا بخشيده
و از آن دفاع كنيم. اگر ما دست به چنين انتخابي نزنيم، نبايد ديگران را
مقصر بدانيم. ما مسلمانان مقصريم، خداوند به وسيله قرآن كريم و احاديث ما
را راهنمايي كرده است. خدا حضرت محمد(ص) را براي ما فرستاده تا متحد شويم
و در راه راست قرار بگيريم، اما آن چيزي كه ما انتخاب كردهايم، ناديده
انگاشتن سخنان خدا است.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:5 توسط ادم حسابی |