تبليغاتX
دست نوشته های من

دست نوشته های من

خاطرات یک لیدی در مالزی


لحظه تحویل سال نو ۱۳۸۷ به وقت ایران: ساعت 9 و 18 دقيقه و 19 ثانيه صبح پنجشنبه اول فروردين در ايران تحويل سال نو1387 خواهد بود. با توجه به ۴.۵ ساعت اختلاف زمانی ایران و مالزی، ایرانیان مالزی ساعت ۱ و ۴۸ دقیقه و ۱۹ ثانیه روز پنجشنبه ۲۰ مارچ وارد سال نو خواهند شد.




Norooz Greetings, NoRuz Greeting Cards, NowRooz Greetings

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 9:18 توسط ادم حسابی |



تلویزیون چیست و تفاوت‌های ماهوی آن با سینما در كجاست؟ پیش از هر چیز، برای جلوگیری از شبهات احتمالی باید یك بار دیگر براین نكته تصریح كنیم كه «پرسش از ذات و ماهیت سینما و تلویزیون» را نباید با «پرسش از كارایی این دو وسیله» خلط كرد. در تمدن كنونی جهان، راه برای پرسش از كارایی‌ها و كاربردها كاملاً باز است، اما امكان تفكر در ذات و ماهیت اشیاء و موجودات وجود ندارد. در جواب اینكه «آب چیست؟»، قریب به اتفاق مخاطبان به شما پاسخ خواهند داد كه «آب تركیبی از اكسیژن و هیدورژن است». كسی حتی احتمال هم نخواهد داد كه شما از «ماهیت آب» پرسش كرده باشید.
انسان به مفهوم كلی دارای مصداق تاریخی است، اما افراد بشر آن همه عمر نمی‌كنند كه «دو تمدن مختلف و نحوه‌ی تبدیل و تحول آن دو را به یكدیگر» درك كنند، اگرنه، تصور این غایاتی كه ما برای تمدن اسلامی ترسیم می‌كنیم آسان‌تر می‌بود. برای عموم افراد بشر اكنون تصور صورت دیگری از حیات و تمدن جز این صورت فعلی محال و ممتنع است، آنچنان كه برای مردم قرن شانزدهم نیز تصور صورت كنونی امكان نداشته است.
تلقی ما از دوران كنونی همین است: «دوران گذر از تمدن‌ قاهر شیطانی غرب به یك تمدن معنوی». بر این اساس، هرگز نمی‌توانیم تعلقی ذاتی به هیچ یك از ملزومات تمدن جدید داشته باشیم. اما درعین حال، از آنجا كه همین وسایل هستند كه زمینه‌ی استثمار جهانی و قهر و غلبه‌ی تفكر غربی را فراهم آورده‌اند، بی‌اعتنایی ما به تكنولوژی جدید نمی‌تواند مفهومی جز تسلیم در برابر شرایط حاضر داشته باشد.
تلاش ما آن است كه تمدن جدید را در تفكر خود مستحیل كنیم و هرجا كه امكان این استحاله وجود ندارد، بر آن غلبه یابیم. تلاش ما برای غلبه بر تكنیك، خودبه‌خود به معنای نفی موجباتی است كه بشر امروز را به تسلیم نفس اماره و ترك عادات ملازم با زندگی ماشینی و تكنیك‌زده امكان ندارد، اما نباید توقع داشت كه این امر بدون یك تلاش دشوار تاریخی و فراز و نشیب‌های بسیار امكان‌پذیر باشد.
این مبارزه‌ی وسیع هم‌اكنون درگیر است و آوردگاه آن به وسعت همه‌ی زمینه‌ها و محدوده‌های گوناگونی است كه تمدن جدید در آن فعال است. «هنر و ارتباطات اجتماعی» نیز به طریق اولی اكنون عرصه‌ی یك نبرد نابرابر است كه بین «مبشرین تفكر و تمدن معنوی» و «پاسبانان تفكر و تمدن منسوخ» جریان دارد.
این نبرد، جز از یك وجه، یك نبرد نابرابر است، چراكه تمدن جدید بعد از چهار قرن سراسر زمین و حتی جزایر دورافتاده‌ی دریاهای دور را نیز تسخیر كرده و ریشه‌ی عاداتی كه در جسم و جان بشر امروز دویده است، بدین آسانی‌ها بریده نخواهد شد … و همان طور كه پیش از این گفتیم، تمدن غربی همه‌ی لوازم یك چنین استیلای وسیع و هولناكی را فراهم آورده است: سلاح‌های مرگبار اتمی و شیمیایی، شبكه‌های جهانی ارتباطات، سازمان‌های بین‌المللی و … از همه بدتر، عاداتی ریشه دوانده در جسم و جان، عقلی اعتباری كه بعد از این قرن صورتی موجه به همه چیز بخشیده است.
اگر رمان‌نویسی وجود نداشت، سینما هم هرگز بدین مسیر تاریخی كنونی نمی‌افتاد و صورت تاریخی سینما به نحو دیگری محقق می‌شد. صورت‌های دیگری را كه سینما به مثابه یك واقعیت تاریخی می‌توانست به خود بگیرد از نظرهایی كه در باب سینما عنوان می‌شود و تعاریف مختلفی كه برای آن ذكر می‌كنند می‌توان حدس زد: سینما به مثابه تصویر محض، سینما به مثابه ادامه‌ی نقاشی، سینما به مثابه یك هنر آوانگارد، سینما به مثابه یك رسانه‌ی ارتباطاتی و … هیچ یك از اینها عیناً همان صورتی نیست كه سینما به طور طبیعی در طول تاریخ به خود گرفته است.
برای ادراك ماهیت تلویزیون باید سینما را شناخت و برای شناخت سینما؛ باید درباره‌ی رمان‌نویسی اندیشه كرد. سینما نسبتی بسیار جدی با رمان دارد؛ اما كدام سینما؟ و كدام رمان؟ از آن زمان كه «ویكتورهوگو» 14 به یك ضرورت تاریخی پاسخ گفت و فریاد زد: «صدبار می‌گویم: هنر برای هنر»، هنوز هم هربار كه بحثی از هنر به میان می‌آید، این پرسش جواب ناگرفته خود را بازمی‌نماید كه «هنر برای چه؟»
علت آنكه در رمان‌نویسی فرم نمی‌تواند یكسره جانشین محتوا شود این است كه از یك سو رمان و قصه به واسطه‌ی الفاظ خلق می‌شوند و «الفاظ موضوع لَهِ روح معانی هستند». اما این یك سبب نمی‌تواند كافی باشد، چنان كه شعر نیز اگرچه مخلوق به واسطه‌ی الفاظ است، اما راهی پیموده كه به «شعر سپید» منتهی گشته است. از سوی دیگر، رمان‌نویس به ناچار باید به یك «طرح منسجم داستانی» وادار باشد. «كرگدن» و یا «در انتظار گودو» نیز از یك چنین طرحی ـ هرچند مغلوب فرمالیسم ـ برخوردار هستند. اما این داستان‌ها از استقبال مردمی برخوردار نیستند ـ حتی در غرب. در غرب، آمار فروش كتاب اگرچه از استقبال شگفت‌آور مردم نسبت به رمان حكایت دارد، اما در عین حال نشان‌دهنده‌ی این حقیقت است كه اسنوبیسم و آوانگاردیسم (!) بیماری‌هایی خاص جامعه‌ی روشنفكران است و البته مردم در غرب به بیماری‌های زشت دیگری كه ملازم با جامعه‌ی باز و دموكراتیك است گرفتار هستند. هنوز هم بیشترین فروش از آن رمان‌های ناتورالیستی 25، رمانتیك و رئالیستی اجتماعی است، اگرچه در آنچه كه بدان «رمان نو» 26 می‌گویند نیز فرم در اوج غلبه‌ی خویش نتوانسته است این خصوصیت اصلی رمان را كه با مرگ و زندگی انسان‌ها و حیات فردی و اجتماعی آنها مربوط است انكار كند، چراكه «موضوع رمان» خواه‌ناخواه «زندگی» است.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 5:43 توسط ادم حسابی |