تبليغاتX
دست نوشته های من

دست نوشته های من

خاطرات یک لیدی در مالزی

تركيبات شيميايي استفاده شده در مواد و لوازم آرايشي، از جمله مواد پارابن (Parabens) و فتالات (Phetalates) ارتباط مستقيم با رشد تومورهاي سرطاني، به ويژه تومورهاي سرطان سينه دارد.

پژوهش هاي اخير سازمان مبارزه با سرطان آمريكا نشان مي دهد كه پارابن ها در 20 نوع از نمونه تومورهاي سرطان سينه كشف شده اند. هم چنين نمونه برداري از تومورهاي بيماران مبتلا به سرطان سينه نشان داده است، زناني كه بيشتر از مواد آرايشي استفاده مي كرده اند، سرطان پيشرفته تر و طول عمر كم تري داشته اند.

برخي از پزشكان معتقدند كه مواد آرايشي چون بر روي پوست ماليده مي شوند، مي توانند خيلي سريع تر تاثير گذار باشند.

سازندگان لوازم و مواد آرايشي گرچه سعي كرده اند تا استفاده از اين دو تركيب شيميايي را در شامپو و ژل هاي خود حذف كنند يا تا حد زيادي پايين بياورند، اما در استفاده كم تر از آن ها در ساير مواد آرايشي ناموفق بوده اند.

پزشكان به زنان توصيه مي كنند كه استفاده از مواد آرايشي را تا حد زيادي پايين آورند و يا از مصرف آن ها به كلي بپرهيزند. آن ها بر اين باورند كه سعي براي زيبايي بيشتر با استفاده از مواد شيميايي آرايشي، انسان را به مرگ نزديك تر مي كند.

در سال هاي اخير، با افزايش استفاده از مواد آرايشي توسط خانم ها در ايران ، آمار رشد بيماري سرطان سينه نيز تا حد قابل توجهي بالا رفته است. هم اكنون اين نوع سرطان، شايع ترين نوع در بين زنان ايراني است. اين در حالي است كه اكثر بيماران مبتلا به اين سرطان، داراي سنين پايين و ميان سالي هستند.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:10 توسط ادم حسابی |


قابل توجه اینکه دو ایرانی به نامهای علی جوان ( مهندس )با رتبه 12 و پرسیا ثابتی (نابغه بیوتکنولوژی انسانی) با رتبه 40 خودنمایی میکند (البته این نکته رو بیشتری برای خنگهایی گفتم که تو وبلاگهاشون اون مطلب سال گذشته که بدون منبع هم بود آورده بودند وگفته بودند که در رنکینگ هوش مردم دنیا ایرانیها از مالایی ها هم پایین ترند که البته در مورد خودشون درست میگن ، ولی در مورد ایرانیها مطلب درست چیز دیگری است ، امیدوارم بعدها که مطلبی رو می خونند یک ذره وفقط یک ذره از هوش ایرانیشون استفاده کنن وبه این نتیجه برسن که به هیچ وجه مردم شرق آسیا از هوش حل مساله IQ زیادی برخوردار نیستند وفقط هوش هیجانی EQ خوبی دارن پس به هیچ وجه کشوری مانند هنگ کنگ که هیچ اختراعی یا دانشمندی نداشته در صدر لیست IQ قرار نخواهد گرفت؛پس توصیه ام به این عزیزان اینه که ایرانی رو مثل خودشون ذلیل فرض نکنن!!!) و از همه جالبتر رتبه 43 ام برای اسامه بن لادنه که نشون میده با بیل گیتس (مدیر عامل نابغه مایکروسافت) در یک جایگاه ایستاده اند مابقی رو خودتون نگاه کنید :







Top 100 living geniuses

 

 Last Updated: 2:08am GMT 31/10/2007

 

 

 

British geniuses feature heavily in a recent list that notes the greatest living thinkers of our time - proportionately more than any other country.

The top 100 living geniuses was compiled by a panel of six experts in creativity and innovation from Creators Synectics, a global consultants firm.

The company emailed 4,000 Britons this summer and asked them to nominate up to 10 living people who they considered geniuses.

Each genius was then awarded scores out of ten against criteria which included: paradigm shifting; popular acclaim; intellectual power; achievement and cultural importance.

1=

Albert Hoffman

(Swiss)

Chemist

27

1=

Tim Berners-Lee

(British)

Computer Scientist

27

3

George Soros

(American)

Investor & Philanthropist

25

4

Matt Groening

(American)

Satirist & Animator

24

5=

Nelson Mandela

(South African)

Politician & Diplomat

23

5=

Frederick Sanger

(British)

Chemist

23

7=

Dario Fo

(Italian)

Writer & Dramatist

22

7=

Steven Hawking

(British)

Physicist

22

9=

Oscar Niemeyer

(Brazilian)

Architect

21

9=

Philip Glass

(American)

Composer

21

9=

Grigory Perelman

(Russian)

Mathematician

21

12=

Andrew Wiles

(British)

Mathematician

20

12=

Li Hongzhi

(Chinese)

Spiritual Leader

20

12=

Ali Javan

(Iranian)

Engineer

20

15=

Brian Eno

(British)

Composer

19

15=

Damian Hirst

(British)

Artist

19

15=

Daniel Tammet

(British)

Savant & Linguist

19

18

Nicholson Baker

(American

Writer

18

19

Daniel Barenboim

(N/A)

Musician

17

20=

Robert Crumb

(American)

Artist

16

20=

Richard Dawkins

(British)

Biologist and philosopher

16

20=

Larry Page & Sergey Brin

(American)

Publishers

16

20=

Rupert Murdoch

(American)

Publisher

16

20=

Geoffrey Hill

(British)

Poet

16

25

Garry Kasparov

(Russian)

Chess Player

15

26=

The Dalai Lama

(Tibetan)

Spiritual Leader

14

26=

Steven Spielberg

(American)

Film maker

14

26=

Hiroshi Ishiguro

(Japanese)

Roboticist

14

26=

Robert Edwards

(British)

Pioneer of IVF treatment

14

26=

Seamus Heaney

(Irish)

Poet

14

31

Harold Pinter

(British)

Writer & Dramatist

13

32=

Flossie Wong-Staal

(Chinese)

Bio-technologist

12

32=

Bobby Fischer

(American)

Chess Player

12

32=

Prince

(American)

Musician

12

32=

Henrik Gorecki

(Polish)

Composer

12

32=

Avram Noam Chomski

(American)

Philosopher & linguist

12

32=

Sebastian Thrun

(German)

Probabilistic roboticist

12

32=

Nima Arkani Hamed

(Canadian)

Physicist

12

32=

Margaret Turnbull

(American)

Astrobiologist

12

40=

Elaine Pagels

(American)

Historian

11

40=

Enrique Ostrea

(Philippino)

Pediatrics & neonatology

11

40=

Gary Becker

(American)

Economist

11

43=

Mohammed Ali

(American)

Boxer

10

43=

Osama Bin Laden

(Saudi)

Islamicist

10

43=

Bill Gates

(American)

Businessman

10

43=

Philip Roth

(American)

Writer

10

43=

James West

(American)

Invented the foil electrical microphone

10

43=

Tuan Vo-Dinh

(Vietnamese)

Bio-Medical Scientist

10

49=

Brian Wilson

(American)

Musician

9

49=

Stevie Wonder

(American)

Singer songwriter

9

49=

Vint Cerf

(American)

Computer scientist

9

49=

Henry Kissinger

(American)

Diplomat and politician

9

49=

Richard Branson

(British)

Publicist

9

49=

Pardis Sabeti

(Iranian)

Biological anthropologist

9

49=

Jon de Mol

(Dutch)

Television producer

9

49=

Meryl Streep

(American)

Actress

9

49=

Margaret Attwood

(Canadian)

Writer

9

58=

Placido Domingo

(Spanish)

Singer

8

58=

John Lasseter

(American)

Digital Animator

8

58=

Shunpei Yamazaki

(Japanese)

Computer scientist & physicist

8

58=

Jane Goodall

(British)

Ethologist & Anthropologist

8

58=

Kirti Narayan Chaudhuri

(Indian)

Historian

8

58=

John Goto

(British)

Photographer

8

58=

Paul McCartney

(British)

Musician

8

58=

Stephen King

(American)

Writer

8

58=

Leonard Cohen

(American)

Poet & musician

8

67=

Aretha Franklin

(American)

Musician

7

67=

David Bowie

(British)

Musician

7

67=

Emily Oster

(American)

Economist

7

67=

Steve Wozniak

(American)

Engineer and co-founder of Apple Computers

7

67=

Martin Cooper

(American)

Inventor of the cell phone

7

72=

George Lucas

(American)

Film maker

6

72=

Niles Rogers

(American)

Musician

6

72=

Hans Zimmer

(German)

Composer

6

72=

John Williams

(American)

Composer

6

72=

Annette Baier

(New Zealander)

Philosopher

6

72=

Dorothy Rowe

(British)

Psychologist

6

72=

Ivan Marchuk

(Ukrainian)

Artist & sculptor

6

72=

Robin Escovado

(American)

Composer

6

72=

Mark Dean

(American)

Inventor & computer scientist

6

72=

Rick Rubin

(American)

Musician & producer

6

72=

Stan Lee

(American)

Publisher

6

83=

David Warren

(Australian)

Engineer

5

83=

Jon Fosse

(Norwegian)

Writer & dramatist


83=

Gjertrud Schnackenberg

(American)

Poet

5

83=

Graham Linehan

(Irish)

Writer & dramatist

5

83=

JK Rowling

(British)

Writer

5

83=

Ken Russell

(British)

Film maker

5

83=

Mikhail Timofeyevich Kalashnikov

(Russian)

Small arms designer

5

83=

Erich Jarvis

(American)

Neurobiologist

5

91=.

Chad Varah

(British)

Founder of Samaritans

4

91=

Nicolas Hayek

(Swiss)

Businessman and founder of Swatch

4

91=

Alastair Hannay

(British)

Philosopher

4

94=

Patricia Bath

(American)

Ophthalmologist


94=

Thomas A. Jackson

(American)

Aerospace engineer

3

94=

Dolly Parton

(American)

Singer

3

94=

Morissey

(British)

Singer

3

94=

Michael Eavis

(British)

Organiser of Glastonbury

3

94=

Ranulph Fiennes

(British)

Adventurer

3

100=.

Quentin Tarantino

(American)

Filmmaker

2






+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:8 توسط ادم حسابی |


چند روز پیش خبری منتشر شد مبنی بر این که چینی ها به مناسبت نامگذاری امسال از سوی سازمان ملل به نام مولانا تیشرت هایی با عکس مولانا زده اند که با استقبال بی نظیری مواجه شده است.

امروز هم اين خبر منتشر شد : «ابوالفضل جليلي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلم "حافظ " توانست جايزه ويژه دومين جشنواره بين‌المللي رم را كه در كشور ايتاليا برگزار شد، به خود اختصاص دهد و اين جايزه در مراسم اختتاميه اين جشنواره به تهيه‌كننده ژاپني اين فيلم اهداء خواهد شد.

اين خبرها را بگذاريد كنار خبر حراج سر سرباز هخامنشي در لندن كه يك ميليون و ۲۰۰ هزار دلار فروخته شد!

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:9 توسط ادم حسابی |


اگه این روزها سری به سایت www.xe.com بزنید میبینید نه 1 دلار امریکا الان با نرخ 3.33 برابری می کنه واین توی این یه سال به سابقه است دوستان قدیمی تر میگن که با نرخ 3.78 به مالزی پا گذاشتند! واین برای ما نرخ رینگت رو که پارسال حدود 260 تومان بود امسال به رقم 280 می رسونه.فعلا که اوضاع دلاری خیلی جالب نیست  من توصیه می کنم دوستان با یورو کار کنن چون استرسش کمتره بهر حال امیدوارم اوضاع دلار تا ژانویه بهتر شه.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 17:52 توسط ادم حسابی |


اگه تو این چند وقت نگاهی به موسیقی های روز دنیا کرده باشید متوجه این نکته خواهید شد که:  60-70 درصد این  موسیقیها که به طرق مختلف می شنوید و یا از موزیک ویدئوی آن را میبینید از نوع RAP میباشد. چرا الان تو امریکا همه به رپ روی آوردن اون هم بعد از گذشت 8-9 سال؟ اصلی ترین دلیل اش انتخابات سال آینده امریکاست ، لابد همه اولین نکته ای که به ذهنشون خطور میکنه اینه که چه ربطی به انتخابات امریکا داره.
همانطور که همه می دونند رپ که در سال 1980 توسط  سیاهپوستان فقیر متولد شد یک نوع اعتراض خیابانی بود که در اوایل دهه 90 جنبه سیاسی به خود گرفت و توانست توازن قدرت رو در آمریکا به هم بزنه ، و همینگونه بود که دکوکراتها به راحتی توانستند گوی سبقط رو از جمهوری خواهان بربایند و الان بعد گذشت 8 سال که شما هر روز تولیدات رپ بیشتری رو می شنوید یا می بینید معنی اش اینه که جمهوری خواهان جنگ طلب باید  قدرت  رو  به  پیروز حتمی آینده یعنی دموکراتها واگذار کنند و اگه دقت کنین می بینید یه جورایی این آهنگها که با فریاد های خشن خوانندگان همراه است یه جورایی به سیاست جنگ با عراق وکلا به سیاست های جنگ طلب دولت جمهوریخواه اعتراض می کنه. در ذیل هم مطلبی مختصر در مورد تعریف این نوع موسیقی آوردم که امیدوارم مفید قرار بگیره:
"Rap سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات - موزون - را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند."


"ضرب میزان این موسیقی در بیشتر موارد 4/4 بوده و ریشه آن به سبکهای موسیقی ای چون Soul و Funk باز می گردد که تکیه بر تکرار تم برای مدت طولانی دارند."

"جیمز براون (James Brown) از جمله خواننده های بزرگ سبک Soul در دهه های 60 و 70 بود که در مواردی میان کارهای خود اقدام به صحبت کردن ریتمیک می نمود. با نگاهی به کارهای او به شباهت های زیاد میان موسیقی رپ و روشهایی که او برای خواند ترانه اختیار می کرد، پی خواهیم برد."

مواردی که در بالا مطرح شد، قسمتهایی از تعاریف ویکی پدیا برای رپ بود، در این سایت از رپ بعنوان یک "سبک موسیقی پاپ" یاد شده است.

نفوذ رپ در فرهنگ کشورها
خوب یا بد باید پذیرفت که این سبک از موسیقی (نا گفته نماند که هرچه سبک کاری محافل هنری به سبکهای کلاسیک نزدیکتر می شود، تمایل کمتری در استفاده از لغت موسیقی برای رپ بوجود می آید) که مخلوق جوانان سیاه پوست آمریکایی است، آنچنان نفوذی در میان جوانان دنیا داشته که حتی توانسته از مرزهای فرهنگی کشور ما را نیز عبور کند و جایگاهی را برای خود در این گستره فرهنگ و تمدن پیدا نماید.

امروزه شما به راحتی می توانید شاهد اجرای این نوع از موسیقی به زبان فارسی آنهم از شبکه های رسمی رادیو و تلویزیون ایران باشید. این موضوع نشان دهنده آن است که مسئولین فرهنگی کشور خواسته یا ناخواسته در حال ترویج رپ هستند و یا به دلیل نفوذ رسانه ها و .... عملآ امکان جلوگیری از ترویج آن وجود ندارد و رسانه های ما مجبور هستند به این نیاز پاسخ دهند. (دقت کنید راجع به مثبت یا منفی بودن این سبک از موسیقی بحث نمی کنیم.)

آیا رپ موسیقی است؟
اگر شاخص های اصلی هر قطعه موسیقی را طبق عادت، ملودی، هارمونی و ریتم در نظر بگیریم، باید بسیار ملاحظه کار - به سمت رپ - باشیم که آنرا را نوعی از موسیقی بنامیم. چرا که به غیر از مشخصه ریتمیک، رپ در ارائه ملودی و خصوصآ هارمونی نقطه ضعف های بسیاری دارد.

موضوع هارمونی را کنار بگذارید چرا که این شاخص در رپ فرسنگاها از آنچه ما آنرا هارمونی می نامیم بدور است. بیایید خیلی ساده یکی از نغمه های محلی یا آشنای قدیمی ایرانی را زمزمه کنید و آنرا با یک قطعه رپ بدون موسیقی مقایسه کنید.

به وضوح به تفاوت بسیار زیادی میان ملودی های آنها پی خواهید برد، ملودی رپ فراز و نشیب ندار، در طول اجرا Climax خاصی در آن مشاهده نمی شود، معمولآ حول و حوش خط صاف با حاشیه کوتاه حرکت می کند و ...، می بینید که حتی در زمینه ارائه ملودی، رپ نمی تواند مصادق تعاریف جاری ما از ملودی در موسیقی باشد.

بنابراین بنظر می رسد اگر بخواهیم رپ را در زمره انواع سبکهای موسیقی قلمداد کنیم باید بسیار سخاوتمندانه به تحلیل شاخص های موسیقی در رپ بپردازیم و یا اصلآ نسبت به تعریف مجدد شاخصهای ملودی و هارمونی به گونه ای که رپ در آن بگنجد، اقدام کنیم.

بازگشت به عقب !
اولین المان موسیقی که توجه بشر را به خود جلب کرد ریتم بود، پس از آن ملودی و پس از مدتها با پیشرفت فیزیک و بالا رفتن بیشتر آگاهی موسیقیدانان (کمتر از 500 سال اخیر) هارمونی بعنوان یک علم جایگاه خود را در موسیقی پیدا کرد. حال سئوال اینجاست که اگر رپ تاکید بر ریتم دارد و نوعی موسیقی محسوب می شود آیا اینگونه نیست که نوعی حرکت به عقب در این سبک از موسیقی صورت گرفته است؟

در واقع برخی از موسیقیدانان متعصب و علاقمند به سبکهای جدی - با کمی اغراق - ظهور رپ در عرصه موسیقی را معادل بازگشت به دوران عصر حجر می دانند.

نتیجه یک تحقیق اجتماعی
در حال مطالعه راجع به رپ بودم که در یکی از صفحات سایت psychologytoday.com به نتیجه یک تحقیق برخورد کردم، در این صفحه آمده بود که :

"نتیجه مطالعات و بررسی های انجام شده در کانادا بر روی 350 دختر و پسر جوان نشان می دهد، دسته ای از آنها که به موسیقی رپ گوش می دادند در مقابل با دیگران که به موسیقی های ملایمتر علاقه داشتند، زمینه بیشتری برای استفاده از مواد مخدر و داروها، جنایت و اوباش گری در خیابان و ... از خود نشان می دادند."

کلامی نامناسب
نکته ای که متاسفانه جایگاه این سبک - موسیقی - را از دیگر سبکهای موسیقی امروزی متمایز می کند و به بیان صریح تر باعث نزول ارزش آن می شود، موضوعات خشن و ناهنجار ترانه های رپ و استفاده مکرر از لغات و اصطلاحات بدور از ادب در کلام بسیاری از نسخه های خارجی ترانه های رپ است.

این موضوع آنقدر بزرگ شده است که عملآ باعث جبهه گیری بسیاری از والدین در مقابل علاقمندی فرزندانشان به رپ شده است. در این میان مشاهده فیلم های سینمایی که در آن اغلب چهره های منفی و ناهنجار از جمله طرفداران موسیقی و فرهنگ رپ هستند، باعث شده تا طرفداران این سبک - موسیقی - اغلب با اینگونه افراد مقایسه شوند.

جایگاه کنونی رپ
حدود 25 سال از عمر رپ می گذرد و امروز شاهد آن هستیم که این سبک - موسیقی - در بسیاری از فیلم ها، سریالهای تلویزیونی و برنامه های رادیویی ساخته همه کشورها اجرا و استفاده می شود. آنها که خود را طرفدار پر و پا قرص رپ می دانند از فرهنگ خاصی برای پوشیدن لباس یا آرایش ظاهری استفاده می کنند، ظاهری که لزومآ نمی توان برای فرهنگ های مختلف پسندیده محسوب شود. (حتی در ایران نیز در برخی از سریال افرادی با مشخصه های ظاهری رپ گونه ایفای نقش می کنند.)

شاید بتوان رپ را بیشتر صدای دسته بزرگی از نسل جدید دانست تا سبکی از موسیقی، صدایی که می تواند تظاهر سیاسی، جنبه های مثبت و منفی اجتماعی و ... داشته باشد.

رپ می تواند برای جوانان علاقمند و فعال پول ساز نیز باشد، چرا که مدتهاست ترانه های رپ در رده های بالا جداول موسیقی آمریکا و اروپا قرار دارند و گروه های رپ جزو پر طرفدارترین گروه های موسیقی هستند.

بنابراین بعنوان یک جمع بندی شاید بهتر باشد رپ را بجای آنکه سبک خاصی از موسیقی بنامیم، از آن بعنوان یک حرکت اجتماعی که با هنر آمیخته شده است نام ببریم.  

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 17:35 توسط ادم حسابی |


اما اون میلی که گفتیم نمی دونیم منشا ش کجاست ، وقتی درست نگاه می کنیم می بینیم بین موجودات زنده خیلی یکسان و مشترکه . و با توجه به نظریه ی تکامل ، از یه شعور واحد سرچشمه گرفته  و در طی زمان متکثر شده . بنابراین به نظر میاد که ما توسط اون میل اولیه مون بتونیم به  بقیه ی موجودات زنده  که با هم * هم سرچشمه * ایم متصل بشیم. یه چیزی مثل سیستم مخابرات و شبکه ی مرکزی.   

اگه این کار انجام بشه دیگه زمان یا مکان دور از هم معنایی نداره. چون اون شعور اولیه و *شبکه ی شعورهای پیوسته* وابسته به زمان یا مکان نیست. برای من زیاد اتفاق افتاده که خواب آینده رو ببینم. حتی توی دو مورد اسم مدرسه ی آینده م و شکل خونه ی جدیدی که قرار بود بریم رو از قبل کاملا می دونستم. این نشون می ده که از طریقی درونی ، توالی خطی زمان می تونه برای ما بی معنا بشه. در طول تاریخ خیلی ها ادعای طی الارض داشتن ( اینکه میگم ادعا به خاطر اینه که خودم ندیدم) از مرتاضای هندی و چینی تا عرفای ادیان ابراهیمی. اما همه ی اونا توی یه مورد موافق بودن : برای اینکار باید از بعضی امیال پرهیز کرد. منتها هر کدوم به شکلی. اگه قبول کنیم که طی الارض( و موارد مشابه) شدنیه حقیقت عجیبی خودشو رو نشون می ده: برای وصل شدن به مرکز شعور و امیال ، باید کاری خلاف امیال انجام بدیم!

عرفای مذهبی این عقیده رو دارن که هر راهی برای اتصال درونی به شعور مرکزی اولا کامل نیست و دوما به درد موجودی به نام انسان نمی خوره. و این وجه  افتراق دو دسته ایه که ادعای انجام این کار رو دارن. اما اینکه به طور کلی *تقوا* به معنای پرهیز کردن ، چطور و با چه سازوکاری می تونه از امیال ما راهی به دنیای بی زمان- بی مکان باز کنه ، دیگه ایده ای راجع بهش ندارم چون تابحال تقوا نداشتم که بدونم چه شکلیه!

.

در کل این حرفا یه جور نگاه خاص و یه زاویه ی دید به دنیاست. اما راستشو بخواین توی زندگی عادی من زیاد تاثیری نداره. من فقط به یه چیز ایمان دارم و اونم اینه که نباید به حقوق خودم و موجودات اطراف تجاوز کنم. نباید دل آدما رو شکست. اینکه به من ربط نداره و هر کس باید خودش مواظب باشه و ... بهونه ست. من کاری که فکر می کنم درسته رو انجام می دم، یعنی سعی می کنم انجام بدم! 

+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 22:12 توسط ادم حسابی |