آموزشی

تاثیر تماشای تلویزیون روی کودکان

اگر برنامه ای برای بچه ها نداشته باشیم بچه ها پای تلویزیون روز را شب میکنند . آزادی بیش از اندازه در زمینه تلویزیون دیدن، مشکلاتی را پدید می آورد .

اگر برنامه ای برای بچه ها نداشته باشیم بچه ها پای تلویزیون روز را شب میکننند. تلویزیون جزیی از زندگی شده. آزادی بیش از اندازه در زمینه تلویزیون دیدن، مشکلاتی را پدید می آورد. اما وقتی به طور صحیح و سازنده از آن استفاده شود ، می تواند تاثیرات مثبتی بر بیننده های کوچک داشته باشد.والدین باید سعی کنند مانع از آن شوند که کودکان ساعت های طولانی در یک گوشه تلویزیون تماشا کنند.. بسیاری از بچه ها از تماشای تلویزیون لذت می برند و از آن چیز یاد می گیرند . اگر با دقت و آگاهی از تلویزیون استفاده کنید می توانید بیشترین بهره را از آن ببرید.بچه های کوچک معمولا آن چه را که می بینند، چه خوب و چه بد، تقلید می کنند. بنابراین شما باید آداب تماشای تلویزیون را رعایت کنید و تصمیم بگیرید که او چه برنامه ای را برای چه مدتی تماشا کند .

آداب تماشای تلویزیون
- تماشای تلویزیون می تواند باعث افزایش مهارت های گفتگو ، همکاری با کودکان دیگر ، بازی تخیلی ، فهم داستان ها و آگاهی و هم حسی از مشکلات انسان دیگر شود. این مزیت ها به طور تصادفی اتفاق نمی افتد ، اما می توان آن ها را پرورش داد . ما باید یاد بگیریم که چطور از تلویزیون استفاده کنیم تا بیشترین بهره را از آن ببریم و باید به کودکان خود نیز یاد بدهیم که این طور عمل کنند.

- یک برنامه خوب تلویزیونی ویژگی های زیر را دارد:

- بچه حوصله اش سر نمی رود.

- او را به گوش دادن و سوال پرسیدن تشویق می کند.

- به او کمک می کند تا لغات بیشتری یاد بگیرد.

- احساس خوبی نسبت به خودش پیدا می کند.

- عقاید، نظرات و چیزای خوبی به او یاد می دهد.

- با توجه به سن فرزندتان برنامه ای را برایش انتخاب کنید. تلویزیون می تواند بر کودکان تاثیر داشته باشدد و تاثیر دارد. تأثیر آن بسته به نحوه استفاده از آن ، می تواند مثبت یا منفی باشد . تلویزیون همیشه برای کودکان بد نیست بلکه انتخاب آگاهانه والدین می تواند به رشد مهارت های هوشی کودکان کمک کند.

- زمان تماشای تلویزیون را برای فرزندتان محدود کنید. تماشای زیاد تلویزیون فرصت کتاب خواندن، بازی با دوستان و صحبت با اعضای خانواده را از بین می برد. تلویزیون باید به شکل کنترل شده و منظم مورد استفاده قرار گیرد ( نه این که به صورت اتفاقی و بی نظم)

- هر وقت فرصت داشتید در کنار کودکتان به تماشای تلویزیون بنشینید و با او درباره آنچه می بیند صحبت کنید. به سوالاتش پاسخ دهید . به چیزهایی که به زندگی روزمره فرزندتان شباهت دارند اشاره کنید.کمک کنید تا داستان را توضیح دهد و رفتار شخصیت برنامه را تعبیر و تفسیر کند. این روش باعث می شود ، کودکان منفعلانه تمام آن چه را که در برنامه ها نشان داده می شود ، نمی پذیرند بلکه یاد می گیرند که سوال کنند و با دیدی انتقادی به تماشای تلویزیون بنشینند. علاوه بر آن کودک را نسبت به اثرات زیانبار تلویزیون هم مقاوم می کند.

- اگر برای تماشای تلویزیون در کنار او فرصت ندارید حداقل نگاه سریعی بیندازید تا ببینید او چه برنامه ای را نگاه می کند. بعد از اتمام برنامه از او سوالاتی بپرسید. ببینید چه چیزهایی را یاد گرفته و به خاطر می آورد ، یا چه چیزهایی او را به هیجان آورده یا نگران کرده است.

- اگر دیدید به موضوع یا برنامه خاصی علاقمند شده است به کتابخانه بروید و کتاب هایی با همان موضوع بیابید. یا این که به او کمک کنید تا با استفاده از نقاشی های خودش و یا عکس هایی که از مجلات می برد ، کتابی بر اساس یک برنامه تلویزیونی درست کند.

تبیان


برچسب‌ها: اثر تماشا تلویزیون, تاثیر تماشای تلویزیون روی کودکان, تلویزیون, تماشا تلویزیون برای کودک خوب است یا بد, والدین کودک تلویزیون
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 17:39  توسط آموزش  | 

آموزش و پرورش کودکان خلاق

خانواده يكي از عوامل بسيار مهم در رشد و پرورش خلاقيت کودکان محسوب مي شود که نقش مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي كودكان دارد.. از آنجا كه كودك حساسترين مراحل رشد خلاقيت را در محيط خانه سپري مي‌كند، محيط مناسب خانوادگي، شيوه و نگرش‌هاي صحيح فرزندپروري در رشد و شكوفايي خلاقيت سهم مهمي ايفا مي‌كند.

ایجاد سوال در ذهن کودک
براي ايجاد سؤالات تازه در ذهن کودکتان، او را راهنمايي کنيد. آموزش به کودک بايد طوري باشد که او را به طرف پرسشهاي تازه هدايت کند. معلم بايد هنگام جواب دادن به سؤالات کودک، او را به سمت مهارتهاي جديد سوق دهد و از به کار بردن کلماتي مانند بله، خير، هرگز و امثال آن دوري کند. اين نوع جوابها نمي تواند ارتباط کاملي بين سؤالات کودک و معلومات قبلي او برقرار کند.

نظر خواهي از کودک
والدين و مربيان، نه تنها بايد درباره امور مربوط به کودک، بلکه درباره امور خانه و مدرسه نيز از او نظر خواهي کنند و عقايد او را مانند عقايد بزرگسالان در حضور خود، به بحث و گفتگو بگذارند .

احترام به عقاید کودک
به عقايد جديد و تازه کودکتان احترام بگذاريد. کودکاني که به نوعي خلاقيت آنها برانگيخته شده، روابط و مفاهيم را درک مي کنند. لذا والدين و مربيان آنها ممکن است به آنها توجه نداشته باشند و حتي گاهي او عقايد خود را چنان مطرح کند که بزرگسالان قادر به ارزشيابي و جايگزيني آنها نباشند. تشويق کودکان به ابرازعقايد جديد، مي تواند در رشد خلاقيت آنها موثر واقع شود .

آماده سازی فضای خانه
محيط خانه را به صورتي درآوريد كه در آن فعاليت، بازي و خنده به مقدار زيادي وجود داشته باشد. شما و كودكانتان سعي کنید كارها را به روش هاي جديد و جالب انجام دهيد. با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازي هاي دلخواه او، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كنيد. خيال پردازيهاي كودكان را سرزنش نكنيد زيرا خلاقيت او را محدود مي سازيد.

حضور در مکان های عمومی
از مکان هاي جديد ديدن کنيد همراه با کودک به نمايشگاهها و موزه هاي مختلف و طبيعت زيبا برويد، اجازه دهيد او از نزديک مکان هاي گوناگون را شناسايي کند .

مراقب و دخالت بیش از حد ممنوع
از مراقبتها و دخالتهاي بيش از حد در زندگي کودکان اجتناب کنيد. يکي از ويژگيهاي انسان خلاق اين است که تواناييش را خودش به کارمي اندازد . وظيفه والدين و مربيان اين است که اين قابليت را در او زنده نگاه دارند و به کودکان اجازه دهند بعضي اوقات مطابق سليقه خود اشياء را کشف کنند. مراقبتها و دخالتهاي زياد از حد بزرگسالان در زندگي و رفتارهاي کودکان، قابليت يادگيري مبتکرانه آنها را تضعيف مي کند .

درخواست همکاری از کودک
از کودکان بخواهيد که اشياء و امور نيمه تمام را تکميل کنند.؛ از کودکان تقاضا کنيد تا جملات نا تمام و داستانهاي نا کامل، تصاوير و نقاشي هاي نيمه تمام و حتي اشياء ناقص را کامل نمايند. براي او اسباب بازي هايي بخريد که خودش بتواند آنها را به يکديگر متصل کند و با آنها مدلهاي مختلف خلق کند .

توسعه تحمل عقاید
تحمل عقاید تازه را توسعه دهید . مربیان باید عقاید تازه افراد خلاق را حمایت و بچه ها را تشویق به این عمل کنند .

لمش اشیا
اجازه دهيد اشيا را از نزديک لمس کنند. علاوه بر مشاهده اشيا لازم است کودک آنها را لمس کند زيرا مشاهده شيء به تنهايی کنجکاوي کودک را ارضا نمي کند. کودکاني که از لمس کردن اشيا محروم مي شوند توانايي لازم جهت کشف و اختراع را از دست مي دهند. مشاهده همراه با لمس اشيا، آنها را در بازي هاي خيالي، اختراعات و پاسخ گويي به آزمونهاي خلاقيت ياري مي دهد. به کودکان اجازه دهيد وسايل بي خطر خانه را لمس کند. خصوصا کودکان بيرون کشيدن وسايل آشپزخانه از داخل کابينتها و بازي با کاسه و قابلمه و بشقابها را بسيار دوست دارند .

اعطای آزادی
زمينه رشد خلاقيت در خانه زماني فراهم مي شود كه به كودكانتان آزادي زيادي بدهي د و به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد کنید.

پرورش حس کنجکاوی
حسن کنجکاوي در کودکان را پرورش دهيد. براي اين امر، هيچ چيز مثل پاسخهاي صحيح و مناسب به پرسشهاي او موثر نيست. سؤال، در واقع انعکاس از ذهن تشنه اي است که مي خواهد با دريافت جواب از فردي که بهتر از او مي داند خود را سيراب کند، اگر چه احتياج، بايد فوراً برآورده شود اما کمي مکث بين سؤال و جواب، غالباً مي تواند افکار و ايده اي مفيد جهت مباحثه و گفت‌و‌گو به بار آورد .

تغییر گاه‌وبیگاه مسیر خانه
کودک را هميشه از يک مسير خاص به خانه نبريد. زماني که با او بيرون مي رويد، هنگام برگشتن به خانه به او توضيح دهيد که مي خواهيد از يک راه جديد به خانه برويد. او از اين طريق در مي يابد براي رسيدن به يک هدف راه هاي مختلفي وجود دارد .

سوال پرسیدن های مداوم
در مورد کاربردهاي مختلف يک وسيله خاص از کودکان سؤال کنيد. کاربرد ابزارها و وسايل مختلفي که را در خانه داريد، براي کودک شرح دهيد و از او بپرسيد: به نظر تو اين وسيله چه کاربردهاي ديگري مي تواند داشته باشد. به اين طريق شما ذهن کودک را مستعد مي کنيد.

آزمایش منظم عقاید
چگونگی آزمایش منظم عقاید را یاد بدهیم. یکی از هدفهای کاملا پذیرفته شده تربیتی این است که به بچه ها آزمون واقعیتها را آموزش دهیم تا تصویر واقعی از دنیایی که در آن زندگی می کنند بدست آورند .

ویژگی های کودکان خلاق
اغلب اوقات اگر كمي وقت و حوصله كنيم متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم. بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان، تماشاي آنها به هنگام بازي است. خلاقيت عامل مهم بازي است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال با مواد و اسباب بازيهايش سرگرم بازي است تماشا كنيد. كودكان خلاق اغلب براي هر يك از وسايل بازي خود موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه از وسيله اي به سراغ وسيله ديگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده مي نمايند.

كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال مختلف و گاه حيرت انگيز استفاده مي كند..ممكن است يك جعبه خالي براي كودك خلاق ارزشي به مراتب بيش از بهترين و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد. کودکان خلاق مي توانند با توجه به موقعيت و مکان خاص بازي را تغيير دهند، بازيهاي جديد ابداع کنند، مقررات خاصي وضع کنند، رهبري بازي را در دست گرفته و با سازمان بندي منسجم په به صورت فردي و چه به صورت گروهي بازي کنند.

بازي اين گونه افراد از تنوع و گوناگوني آکنده بوده و مي توانند با توجه به علايق خود و بازي کنان هدفهاي بازي را اعمال کنند. در مقابل کودکاني که از خلاقيت بي بهره بوده و يا خلاقيت کمي دارند در بازي ها نقش پيرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعايت کامل مقررات بازي مي دانند، تخطي از قوانين را جايز نشمرده و بازي را بيشتر به عنوان وظيفه و کار تلقي مي کنند تا وسيله اي براي رشد،. بنابراين سهم آنها از لذت بازي کمتر از کودکان خلاق است.

- كودكان خلاق اغلب. با آب و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا و به تفضيل سخن گفتن مي تواند نشانه قدرت خيال و تصور زياد باشد.

- شور و نشاط و مشغوليت هاي شديد جسماني دارند.

-- با دقت به اشيا و پيرامون خود مي نگرند.

-- اشتياق به صحبت کردن درباره كشفيات با ديگران دارند.


برچسب‌ها: پرورش کودکان خلاق, کودک خلاق, آموزش کودک, خانه و مدرسه, کودکان باهوش
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 17:29  توسط آموزش  | 

چیکار کنیم فرزندمان دروغ نگوید

مادر: دختر 4 ساله من، سارا مدام دروغ مي گويد. هر کار اشتباهي که انجام مي دهد قبول نمي کند و آنرا مخفي مي کند و مي گويد من آنرا انجام نداده ام.چه طور مي توانيم با او رفتار کنيم؟


کارشناس: معمولا بچه ها در سنين 5-2 سالگي مرزبين واقعيت و خيال را نمي دانند و بعضي حرف هايي را که مي زنند به خاطر اين نيست که مي خواهند دروغ بگويند بلکه چون مرز واقعيت و خيال را نمي دانند آنرا بيان مي کنند.

کارشناس: فرزند شما آخرين باري که دروغ گفت چه اتفاقي افتاده بود؟؟؟

مادر: چند روز پيش بدون اجازه شکلات خورده بود و من درحاليکه مي ديدم که دور دهنش شکلاتي است مي گفت من شکلات نخورده ام. ديروز هم در حاليکه آچار پدرش در دستش بود مي گفت که من آچار را برنداشته ام.


کارشناس: خيلي وقت ها بچه ها مي خواهند حقايق را به گونه اي ديگر عنوان کنند و دروغ مي گويند چون مي ترسند تنبيه شوند. والديني که بچه را زياد تنبيه مي کنند احتمال اينکه دروغ گفتن هاي بچه افزايش يابد بيشتر است. بعضي وقت ها هم والدين به گونه اي از او سوال مي کنند يا توضيح مي خواهند که واقعا چاره اي به جز دروغ گفتن برايش نمي ماند..

وقتي که شما متوجه شديد که شکلات خورده به او چه گفتيد؟


مادر: از او پرسيدم که شکلات خوردي؟ گفت: نه گفتم چرا، تو شکلات خوردي. هم دور دهنت کثيف است و هم دستانت ولي مي گفت: نه. من به او گفتم: تو دروغ مي گويي و او مدام انکار مي کرد.

کارشناس: وقتي مي بينيد که شواهدي هست دال بر شکلات خوردن بچه به جاي اينکه از او سوال بپرسيد در حاليکه جوابش را مي دانيد، بهتر است به سرعت جمله خبري آنرا عنوان کنيد. يعني بگوييد از اينکه بدون اجازه شکلات خوردي ناراحت شدم. خيلي وقت ها طرز سوال کردن والدين بچه را مجبور به گفتن دروغ مي کند. پس بهتر است که نوع واکنش خود را تغيير دهيد.


مادر: بچه ها چرا دروغ مي گويند؟

کارشناس: گاهي اوقات به خاطر ترس از تنبيه شدن و گاهي وقت ها به خاطر اينکه دوست ندارند پدر و مادرشان ناراحت شوند. چون در اين سن خيلي برايشان مهم است که کارهاي خوب انجام دهند.


مادر: ريشه اين دروغ گفتن از کجا شروع مي شود؟ حتي اگر والدين نسبت به اشتباه فرزندشان منعطف باشند باز هم احتمال دروغ گفتن در دفعات بعد وجود دارد؟


کارشناس: همانطور که اشاره شد بچه ها در اين سن فرق بين واقعيت و خيال را درست متوجه نمي شوند و با بالا رفتا سن بهتر عمل مي کنند. يکي از راهکارهای اين است که از طريق کتاب خواندن، برنامه هاي تلويزيون و بازي هاي مرتبط فرق بين تخيل و واقعيت را به او نشان دهيم. باري مثال وقتي برنامه تام و جري را نگاه مي کند و مي بيند که گربه زير قلتک آسفالت مي رود و صاف مي شود و دوباره زنده مي شود و راه مي رود بايد برايش توضيح دهيم که اصلا امکان ندارد در واقعيت چنين اتفاقي رخ دهد. يکي ديگر از دلايل تقليد از بزرگتر هاست. اگر مي خواهيد فرزندتان دروغ نگويد پس بايد واليدني دروغ گو نباشيد. حتي دروغ هايي که اصطلاحا مصلحتي و ساده است.

مادر: چگونه بايد رفتار کنيم که فرزندمان دروغگو تربيت نشود؟؟؟

کارشناس: بايد در ابتدا مفاهيم حقيقت را به او ياد بدهيم. از طريق آموزه هايي که از بالا به آن اشاره شد. هرجايي که فرزندمان راست گفت بايد اين ويژگي را تقويت کنيم و او را مورد تشويق قرار دهيم. هيچگاه نبايد تشويق ها به گونه باشد که مثلا از يک کار اشتباه او راحت بگزريد. بلکه بايد بچه بداند مسئوليت کار اشتباهي که مرتکب شده را بپذيرد. حتي مي توانيد در ازاي رفتارهاي خوبي که دارد مثلا وقتي خودش کار اشتباهي را که انجام داده قبل از اينکه ما متوجه شويم بازگو کند او را تشويق کرده و يک ستاره به او بدهيم. سعي کنيد اشتباهاتش را با جملات خبري بيان کنيد نه جملات سوالي و از همه مهمتر اينکه جريمه دروغ گويي بايد از جريمه رفتار اشتباهي که مرتکب شده جدا باشد. يعني براي خوردن شکلات بدون اجازه يک جريمه و باري دروغ گفتن يک جريمه ديگر در نظر گرفته شود. جريمه هاي خيلي شديد براي بچه نگذاريد. بلکه متناسب با سن و خطايي که از او سر زده باشد. نکته ي ديگر اينکه مدام به او نگوييد که تو دروغ مي گويي و به او برچسب نزنيد. چراکه باعث تثبيت اين ويژگي در او مي شود و او به مرور باور مي کند که دروغگوست. يکي از لذت هاي بزرگ باري بچه ها تماشاي کارتن هاي خيالي است. اينکه به بچه اجازه بدهيم که با آن فضاي خيالي ارتباط برقرار کند با اينکه مفاهيم واقعي و خيالي را برايش تفکيک کنيم با هم فرق مي کند. بچه ها بايد در کنار تماشاي برنامه ها بداند که بسياري از آنها واقعيت ندارد در غير اينصورت در يک دنياي خيالي زندگي خواهند کرد که خيلي مناسب نيست. بايد بچه را از طريق بازي ها با دنياي واقعي آشنا کنيم. مثلا وقتي پدر با او بازي مي کند اداي يک هيولا را در مي آورد که مي خواهد او را بخورد. شايد بچه در ابتدا بترسد. اما به مرور متوجه مي شود که اين بازي است و پدرش نمي تواند يک هيولا باشد.


نکته قابل توجه والدين اينکه. اگر فرزندتان در جمع دوستان و اطرافيان شما دروغ گفت به هيچ عنوان در جمع نسبت به دروغش واکنش نشان ندهيد. چون باعث مي شود به مرور احساس بي ارزشي کند. در مقابل بقيه او را سرزنش نکنيد و وقتي که با او تنها شديد پيامد رفتارش را به او گوشزد کنيد. لزومي ندارد که به خاطر دروغ گقتن احساس منفي به او القا کنيد..


يکي از کتاب هاي مناسب براي والدين مجموعه کتاب. هاي کليدهاي رفتار با کودک و نوجوان است؛ تحت عنوان " راهنماي کامل والدين " که مي تواند راهکارهاي مناسب در مواجه با رفتارهاي نادرست فرزندان را بيانوزد.

رادیو سلامت


برچسب‌ها: دروغ فرزند, فرزند دروغگو, کودک و نوجوان, دروغ کودکان, بچه ها
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 17:24  توسط آموزش  | 

چگونه کودک نخبه داشته باشیم

یك لحظه كودك شما پادشاه جهان است و با شادی و خوشحالی به این سو و آن سو می دود؛ كمی بعد خشمگین شده است، از روی نا امیدی مطلق گریه می كند و اسباب بازیهایش را به این سو و آن سوی اتاق پرتاب می كند.مانند بسیاری دیگر از والدین ممكن است برای شما هم پیدا كردن راهی برای پاسخ دادن به احساسات و رفتارهای كودك در این لحظات سخت و دشوار، مشكل باشد.

متخصصان بر این باورند كه این لحظات در اوایل دوران كودكی (زمانی كه او محدودیتهای خود را در فرآیند رشد عاطفی اش تجربه می كند) بهترین فرصتهایی هستند كه شما می توانید از آنها استفاده كرده و به كودك خود آموزش دهید كه چگونه احساسات قدرتمند خود را مدیریت كرده وخود را آرام كند. محیط امن خانواده بهترین جایی است كه می توان در آن این درسهای مهم زندگی را یاد داد و یاد گرفت.

هنگامی كه شما به كودك خود كمك می كنید تا احساسات تند و تیز خود مانند عصبانیت نا امیدی یا آشفتگی ذهنی را درك كرده و آنها را مدیریت كند در واقع به او كمك می كنید تا بهره هوش عاطفی یا هوش هیجانی در او افزایش پیدا كند.

كودكی كه بهره هوش عاطفی او بالاتر باشد قادر است ارتباط بهتری با احساسات خود برقرار كند؛ در هنگام اوج هیجانهای عاطفی خود را آرامتر كند؛ دیگران را بهتر درك كرده و با آنها بهتر ارتباط برقرار كند؛ و ایجاد روابط دوستانه محكمتر برای او آسانتر است.

متخصصان بر اهمیت بهره هوش هیجانی و نقش آن در كمك به كودكان برای افزایش سطح اعتماد به نفس و مسوولیت پذیری و نهایتا تبدیل شدن به بزرگسالانی كه بتوانند بامهارت با دیگر افراد جامعه ارتباط برقرار كنند تاكید می كنند.

 

شما چگونه می توانید به كودك خود كمك كنید تا بهره هوش عاطفی اش افزایش پیدا كند؟

تكنیك هایی وجود دارند كه "هدایت عاطفی" نامیده می شوند و در واقع یك دستورالعمل گام به گام است كه شما می توانید با استفاده از آن به كودك خود آموزش دهید كه احساساتش را تجزیه و تحلیل كرده و در هنگام برخورد با مشكلات روحی و عاطفی آنها را مدیریت كند. یك تكنیك در اینجا شرح داده شده است.


هنگامی كه شما به كودك خود كمك می كنید تا احساسات تند و تیز خود مانند عصبانیت نا امیدی یا آشفتگی ذهنی را درك كرده و آنها را مدیریت كند در واقع به او كمك می كنید تا بهره هوش عاطفی یا هوش هیجانی در او افزایش پیدا كند.

شناخت و کنترل عواطف و هیجان های خود

گام اول برای این که هوش هیجانی را در فرزندانمان و حتی خودمان ارتقا دهیم شناخت هیجانات مختلفی از قبیل خشم، غم، ترس، شادمانی، شرم و... است، سپس باید برای ابراز آنها راه های منطقی پیدا کنیم. از خود بپرسید الان دقیقا چه احساسی دارم؟ آیا رنجیده ام، آیا حسودی ام شده؟ آیا عصبانی ام؟ زمانی که احساس خود را شناسایی کنیم و راهی مناسب برای ابراز آن بیابیم در نهایت به کنترل و ابراز هیجان می رسیم.

با توجه و ابراز احساسات به حرفهای او گوش بدهید

هنگامی كه كودك از احساسات خودش برای شما می گوید با دقت به حرفهای او گوش بدهید سپس همه آنچه را با شما در میان گذاشته است مجددا برایش بازگو كنید. مثلا اگر فكر می كنید كه بواسطه اینكه شما زمان زیادی را به مراقبت از نوزاد جدید خود اختصاص می دهید كودك شما احساس می كند ترك و رها شده است همین مطلب را با او در میان گذاشته و بپرسید كه آیا واقعا چنین احساسی دارد؟ در صورتی كه پاسخ او مثبت بود می توانید بگویید: «درسته. مامان باید وقت زیادی برای كوچولو می گذاشت».

آنگاه مثالهایی از زندگی خودتان را برای او بگویید تا به او نشان دهید كه حرفهای او را می فهمید. به او بگویید كه زمانی كه برادر یا خواهرتان با پدرتان به شهر بازی می رفتند و شما نمی توانستید بروید چه احساسی داشتید؛ بگویید كه مادر یا پدرتان چگونه به شما كمك می كردند تا احساس بهتری پیدا كنید. این كار موجب می شود كودك شما بفهمد كه همه افراد اینگونه احساسات را تجربه می كنند و نهایتا هم از این مرحله عبور می كنند.

 

به كودك خود كمك كنید تا احساسات خود را نامگذاری كند

دامنه لغات كودك شما ضعیف بوده و درك او نیز از علت و معلولها بسیار ابتدایی و اولیه است؛ در نتیجه او برای تشریح احساسات خودش با مشكل مواجه می شود. شما می توانید به او كمك كنید تا نامهایی را برای احساسات مختلف خودش انتخاب كند و در نتیجه یك لغتنامه برای احساساتش ایجاد كند. اگر او به خاطر اینكه نمی تواند به پارك برود احساس ناامیدی یا ناكامی می كند شما می توانید بگویید: «احساس می كنی ناراحت هستی؟».

همچنین می توانید به او كمك كنید تا بفهمد كه داشتن احساسات متضاد یا متعارض پیرامون یك چیز طبیعی است. مثلا او می تواند در هفته اولی كه به مهدكودك می رود هم هیجان زده باشد و هم كمی بترسد.

اگر به نظر می رسد كه كودك شما بدون دلیل مشخصی ناراحت یا آشفته است سعی كنید به اتفاقات اخیر فكر كنید و علت احتمالی مشكل او را پیدا كنید. آیا اخیرا خانه خود را عوض كرده اید؟ آیا شما و همسرتان در حضور كودك دعوا كرده اید؟

اگر مطمئن نیستید كه عامل ناراحتی او چیست هنگام بازی كردن حركات او را نگاه كرده و به حرفهایی كه می زند گوش دهید. اگر او در هنگام بازی با عروسكهایش عروسك مادر را مرتب در حال داد و بیداد كردن بازی می دهد مطمئنا می توانید بفهمید كه علت ناراحتی او چیست!

 

احساسات كودك خود را با ارزش شمرده و آنها را تائید كنید

هنگامی كه كودك شما نمی تواند پازل را كامل كند و در نتیجه عصبانی می شود و كج خلقی می كند به جای اینكه به او بگویید: «دلیلی وجود ندارد كه اینقدر ناراحت باشی» بهتر است تصدیق كنید كه واكنش او كاملا طبیعی است. بگویید: «وقتی آدم نمی تونه پازل را كامل كنه واقعا حوصله اش سر می ره. مگه نه؟». اگر به او بگویید كه واكنشهایش بی مورد یا بیش از حد هستند او احساس می كند كه گویی باید جلوی بروز احساسات خودش را بگیرد.

كج خلقی ها و بد اخلاقی های او را به یك ابزار آموزشی مفید تبدیل كنید

اگر كودك شما پس از اینكه می فهمد باید توسط دندانپزشك معاینه شود، ناراحت و آشفته می شود با آماده شدن برای ویزیت دكتر به او كمك كنید تا كنترل خودش را به دست بیاورد. درباره اینكه چرا از معاینه توسط دندانپزشك می ترسد، اینكه انتظار دارد یا پیش بینی می كند كه در زمان معاینه چه اتفاقاتی بیفتد و اینكه چرا او باید توسط دندانپزشك معاینه شود با او صحبت كنید. درباره زمانی كه می خواسته اید با گروه سرود روی صحنه بروید و سرود بخوانید و ترسیده بودید یا زمانی كه می خواستید یك كار جدید را شروع كنید و از آن می ترسیدید و یكی از دوستانتان به شما كمك كرد تا احساس بهتری پیدا كرده و ترس خود را كنار بگذارید با او صحبت كنید. صحبتهای عاطفی و صحبت كردن پیرامون احساسات برای كودكان (همانند بزرگسالان) بسیار مفید است.

از مشكلات عاطفی برای آموزش نحوه حل مشكلات استفاده كنید

هنگامی كه كودك با شما یا یك بچه دیگر مشكل پیدا می كند محدودیتهای او را به وضوح برایش توضیح دهید سپس او را به سمت پیدا كردن راه حل مناسب راهنمایی كنید. مثلا شما می توانید بگویید: «می دانم از اینكه خواهرت ساختمانی را كه با آجرهای اسباب بازی ساخته بود خراب كرد عصبانی هستی. اما نباید او را بزنی. پس وقتی عصبانی می شوی چه كار دیگری می توانی بكنی؟».

اگر كودك شما ایده ای در مورد راه حل مناسب ندارد چند گزینه در اختیار او قرار دهید. متخصصین در زمینه مدیریت عصبانیت، توصیه می كنند كه در چنین شرایطی به كودك خود بگویید اول شكم، آرواره و مُچ دستهایش را چك كند و ببیند كه آیا آنها سالم هستند، سپس یك نفس عمیق بكشد تا عصبانیت را از بدن خود بیرون كند و همچنین احساس بهتری از به دست آوردن مجدد كنترل خودش پیدا كند. آنگاه به كودك خود كمك كنید تا با صدای بلند و محكم درباره عصبانیتش حرف بزند؛ او می تواند با یك جمله شبیه به این حرفش را آغاز كند: «وقتی داد می زنی من عصبانی می شوم». كودكان باید بدانند كه عصبانی شدن طبیعی است اما فقط تا جایی كه به دیگران به این خاطر آزار و آسیب نرسانند.

 

با حفظ آرامش خودتان یك الگوی مناسب برای كودك باشید

همچنین شما می خواهید بدانید كه در برابر ابراز احساسات كودك خودتان چگونه واكنش نشان می دهید. بسیار مهم است كه در زمان عصبانیت جملات و حرفهای نامناسب، تند و زننده به كار نبرید. بهتر است به جای گفتن اینكه «تو من رو دیوونه می كنی» بگویید: «وقتی این كار را می كنی من عصبانی می شوم»؛ در این صورت كودك شما می فهمد كه مشكل به رفتار او بر می گردد نه به خود او. از انتقاد بیش از حد خودداری كنید زیرا موجب می شود كه كودك اعتماد به نفس خود را از دست بدهد.

بیشتر و پیشتر از هر چیز دیگر سعی كنید احساسات خودتان را نیز در نظر بگیرید. برخی از والدین احساسات منفی خودشان را در نظر نمی گیرند تا شاید بتوانند ناراحتی یا مشكلات كودكشان را كاهش دهند. اما پنهان كردن احساسات واقعی خودتان تنها موجب گیج شدن كودك شما می شود. مثلا در صورتی كه به كودك بگویید كه ناراحت هستید اما رفتار نامناسبی از خودتان بروز ندهید به كودك نشان داده اید كه می توان شدیدترین احساسات را نیز به خوبی سركوب كرد.

تبیان


برچسب‌ها: کودک نخبه, کودک باهوش, خانواده, احساسات, زندگی بهتر
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 17:7  توسط آموزش  | 

آموزش بالا بردن اعتماد به نفس

1- همه چیز از خود شما شروع می شود. ارزش و احترام خود را بدانید و به وجود خود افتخار كنید.

2- هر فردی جدا از ظاهر و موجودیت واقعی اش ، از توانایی های بالقوه و استعدادهای پنهانی فراوانی برخوردار است كه با برخورداری از اعتماد به نفس می تواند آنها را بارور و شكوفا سازد .

3- شما می توانید به انسانی كامل و واقعی تبدیل شوید ، فقط باید به خود كمك كنید تا استعدادهای نهانی خود را از قوه به فعل در آورید.

4- سعی نكنید پیوستگی شما به دیگران موجب تقلید كوركورانه شما از آنها بشود و استقلال و اعتماد به نفس خود را از دست بدهید .

5- انسان همان است كه خودش باور می كند .

6- بزرگ ترین و حیاتی ترین ویژگی یك انسان ، اعتماد به نفس است .

7- از این نكته آگاه باشید كه برخورداری از اعتماد به نفس، تمامی نقص های جسمانی را جبران می كند.

8- سعادت و آسایشِ هر كس در اختیار خود اوست. از قبول مسئولیت نهراسید، پذیرش مسئولیت نشانه شخصیت شماست.

9- اظهارنظركردن و سخن گفتن درجمع مانند ویتامینی است كه در ساختمان اعتماد به نفس شما نقش حیاتی ایفا می كند.

10- بهترین دستور زندگی این است كه انسان اعتماد به نفس داشته باشد و در پرتو سعی و جدیت به مقام و منزلتی برسد.

11- تمام وعده و وعیدهای دنیا فریبی بیش نیست و بهترین دستور زندگانی این است كه اعتماد به نفس داشته باشی و در پرتو سعی و مجاهدت خود به مقامی برسی.

12- كسی كه به خود اطمینان دارد به تعریف كسی احتیاج ندارد.

13- هیچ چیز بیش از نیروی درونی و بیش از اعتماد به نفس ، شخص را قوی و نیرومند نگه نمی دارد. وقتی كه این قوت باطنی متزلزل شود، یك باره قوای بدنی شخص فرو می ریزد و او را از پای در می آورد.

14- اعتماد به نفس شرط موفقیت است.


برچسب‌ها: اعتماد به نفس, آرامش, احترام, استعداد, موفقیت
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 16:59  توسط آموزش  |